X
تبلیغات
رایتل
عروسک خر گریان و الاغ عاشق
یادگارت شده این دل تنها
آرشیو
موضوع بندی
عناوین آخرین یادداشت ها
شنبه 24 تیر‌ماه سال 1385
سهراب

دم غروب میان حضور خسته اشیا

نگاه منتظری حجم وقت را می دید

و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر

به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود

و بوی باغچه را باد روی فرش فراغت

نثار حاشه صاف زندگی می کرد

و مثل بادبزن ذهن سطح روشن گل را

گرفته بود به دست و باد می زد خود را

مسافر از اتوبوس پیاده شد:

« چه اسمان تمیزی !»

و امتداد خیابان غربت او را برد

غروب بود

صدای هوش گیاهان به گوش می آمد

مسافر آمده بود

و روی صندلی راحتی ،کنار چمن

نشسته بود :

« دلم گرفته ،دلم عجیب گرفته است.»

تمام راه به یک چیز فکر می کردم

و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد

خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود .

چه دره های عجیبی!

و اسب یادت هست ، سپید بود

و مثل واژۀ پاکی

 سکوت سبز چمن زار را چرا می کرد

و بعد ،غربت رنگین قریه های سر راه

و بعد ، تونل ها

« دلم گرفته ، دلم عجیب گرفته است »

و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو

که روی شاخه نارنج می شود ،خاموش

نه این صداقت حرفی

که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف

نمی رهاند . و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن

« تا به ابد شنیده خواهد شد »

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد :

« چه سیب قشنگی !

حیات نشئۀ تنهایی است .»

و میزبان پرسید :

قشنگ یعنی چه؟

ـ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

 و عشق ، تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مأنوس

و عشق ، تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن

ـ و نوشداروی اندوه؟

ـ صدای خالص اکسیر می دهد این نوش

و حال شب شده بود

چراغ روشن بود

و چای می خوردند

ـ چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی

ـ چقدر هم تنها!

ـ خیال می کنم

ـ دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

ـ دچار یعنی عاشق

ـ و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی دریای بیکران باشد

ـ چه فکر نازک غمناکی !

ـ و غم تبسم پوشیدۀ نگاه گیاه است

و غم اشاره محوی به رد و حدت اشیاست

ـ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست

ـ نه وصل ممکن نیست

همیشه فاصله ای هست

اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست

دچار باید بود

و گرنه زمزمۀ حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد

و عشق

سفر به اهتزاز خلوت اشیاست

و عشق

صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
   
تعداد بازدیدکنندگان : 128970


Powered by BlogSky.com