X
تبلیغات
رایتل
عروسک خر گریان و الاغ عاشق
یادگارت شده این دل تنها
آرشیو
موضوع بندی
عناوین آخرین یادداشت ها
سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1385
حس نا معلوم

آخرش یه شعر پیدا کردم که با دلم یکی باشه

دل دیوانه ام انگار سر و سامان ندارد باز

حدیث درد و نامردی سر پایان ندارد باز

دوباره هق هق گریه به کنج چشم جا وا کرد

درون خانه قلبم گلی گلدان ندارد باز

سراپای وجودم را گرفته سایه وحشت

مرا این حس نا معلوم چرا پایان ندارد باز

دوباره حسرت و کینه شده همپای شبهایم

چگونه قلب بیمارم یکی خواهان ندارد باز

میان جمع می خندم چه میدانند از حالم

نمیدانند و میگویند دل نالان ندارد باز

به کنج گوشه گیری هم مرا دیوانه میخوانند

دلم در این خراب آباد یکی رهبان ندارد باز

در این تنهایی و خلوت پی یک دوست میگردم

نوای مرغ خوش خوانم یکی همخوان ندارد باز

هوای بی کسی گویی در این غمخانه خواهد ماند

چو شمعی سوختم بی تاب چرا پایان ندارد باز

نوروز زاده


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
   
تعداد بازدیدکنندگان : 128970


Powered by BlogSky.com